علیرغم شهرت آنها به نوسان، بازارهای ارز دیجیتال بیشتر اوقات خود را در محدودهای خاص سپری میکنند، زیرا چرخههای نقدینگی، بازنشانی اهرم و کشف ارزش، روندهای پایدار را محدود میکنند.
بازارهای کریپتو یا رمز از اغلب با رالیهای انفجاری و سقوطهای شدید مرتبط هستند، اما این لحظات جلب توجه کننده تنها بخش کوچکی از رفتار کلی قیمت را تشکیل میدهند. در واقعیت، ارزهای دیجیتال زمان بیشتری را در فاز تحکیم درون محدودهها سپری میکنند تا روند در یک جهت.
این تمایل یک نقص در بازار نیست، بلکه یک ویژگی ساختاری است که توسط دینامیک نقدینگی، مکانیک اهرم و فرآیند کشف ارزش هدایت میشود.
درک اینکه چرا بازارهای ارز دیجیتال بیشتر در محدوده قرار دارند تا روند، میتواند به معاملهگران و سرمایهگذاران کمک کند تا انتظارات را هماهنگ کنند، از ناامیدی در دورههای بازار کناری اجتناب کنند و بهتر تفسیر کنند که عملکرد قیمت در زیر سطح چه سیگنالی میدهد.
در هسته رفتار محدود به محدوده، تئوری حراج بازار قرار دارد. بازارها برای تسهیل تجارت و کشف ارزش منصفانه وجود دارند، نه برای حرکت بیپایان به سمت بالا یا پایین. هنگامی که خریداران و فروشندگان به توافق موقتی درباره قیمت میرسند، فعالیت معاملاتی فشرده میشود و یک منطقه ارزش شکل میگیرد.
در بازارهای ارز دیجیتال، قیمت اغلب بین یک بالای منطقه ارزش و یک پایین منطقه ارزش نوسان میکند و نقطهای را که عرضه و تقاضا در آن متعادل است، آزمایش میکند. هنگامی که یک ارزش ایجاد میشود، قیمت به طور طبیعی در آن محدوده چرخش میکند تا زمانی که یک کاتالیزور جدید ارزیابی مجدد را اجبار کند. فازهای روند معمولاً تنها زمانی رخ میدهند که ارزش رد شود، نه زمانی که پذیرفته شود.
از آنجا که ارز دیجیتال به صورت جهانی معامله میشود، بدون ساعات بازار متمرکز، این فرآیند کشف ارزش به طور مداوم رخ میدهد. در نتیجه، فاز تحکیم حالت غالب میشود و روندها تنها زمانی ظاهر میشوند که عدم تعادل به اندازه کافی قوی باشد تا بر تعادل غلبه کند.
یکی دیگر از دلایل اصلی که بازارهای کریپتو یا رمز از بیشتر در محدوده قرار دارند تا روند، استفاده سنگین از اهرم است. فیوچرز دائمی و آپشنها به معاملهگران اجازه میدهند تا قرار گرفتن در معرض را تقویت کنند و در نتیجه حرکات قیمت را در طول روندها تسریع کنند. با این حال، اهرم یک شمشیر دو لبه است.
همانطور که روندها توسعه مییابند، پوزیشنهای اهرمی به سرعت ساخته میشوند. در نهایت، این اهرم ناپایدار میشود و لیکوییدیشنهایی را ایجاد میکند که به طور ناگهانی حرکت جهتدار را متوقف میکنند. هنگامی که این لیکوییدیشنها رخ میدهند، بازار اغلب فاقد سوختی است که برای ادامه روند مورد نیاز است و قیمت را به فاز تحکیم مجبور میکند.
این بازنشانیهای اهرمی ناهنجاری نیستند؛ آنها رویدادهای ساختاری تکرارشونده هستند. شرایط محدوده به اهرم اجازه میدهد تا بازنشانی شود، ریسک عادی شود و نقدینگی بازسازی شود قبل از اینکه روند دیگری ظاهر شود.
همانطور که مشارکت نهادی رشد میکند، شرایط محدود به محدوده حتی بیشتر برجسته میشوند. شرکتکنندگان بزرگ محیطهای پایدار را ترجیح میدهند که در آن میتوانند پوزیشنها را جمعآوری یا توزیع کنند بدون اینکه لغزش بیش از حد ایجاد کنند.
نهادها به ندرت قیمت را تعقیب میکنند. در عوض، آنها در محدودهها عمل میکنند و به تدریج قرار گرفتن در معرض را میسازند در حالی که نقدینگی فراوان است. این رفتار فازهای تحکیم را تقویت میکند و تلاشهای بریک اوت را تا زمانی که موقعیتیابی کامل شود، به تاخیر میاندازد.
هنگامی که بریک اوتها رخ میدهند، اغلب تیز و قاطع هستند، دقیقاً به این دلیل که نقدینگی قبلاً در طول محدوده جذب شده است. به این معنا، محدودهها به عنوان مناطق آمادهسازی برای روندهای آینده عمل میکنند نه به عنوان نشانههای بلاتکلیفی.
روندها برجسته هستند زیرا آنها در زمان فشرده هستند. در حالی که محدودهها میتوانند هفتهها یا ماهها طول بکشند، روندها اغلب به سرعت آشکار میشوند، هدایت شده توسط لیکوییدیشنهای آبشاری، ورود ناگهانی سرمایه یا کاتالیزورهای کلان. این توهم ایجاد میکند که روندها بر رفتار بازار تسلط دارند، حتی اگر از نظر آماری نادر باشند.
هنگامی که یک روند خسته میشود، قیمت معمولاً به تعادل باز میگردد و رفتار محدود به محدوده خود را از سر میگیرد. این چرخه در تمام بازههای زمانی تکرار میشود، از نمودارهای روزانه تا ساختارهای بازار چند ساله.
بازارهای ارز دیجیتال همچنان بیشتر اوقات خود را در محدوده سپری خواهند کرد، که با فازهای روند کوتاه اما تهاجمی قطع میشوند. درک این واقعیت به شرکتکنندگان بازار اجازه میدهد تا استراتژیها را تطبیق دهند، انتظارات را مدیریت کنند و تشخیص دهند که فاز تحکیم رکود نیست؛ بازار در حال انجام کار خود است.


