آیا تا به حال دیدهاید که یک ربات مسدود شود زیرا یک شیء کمی متفاوت از آنچه انتظار میرفت به نظر میرسید؟ حالا همان سفتی را در سفرهای مشتری خود تصور کنید.
مشتری کانال را تغییر میدهد.
شکل یک محصول تغییر میکند.
یک زمینه در میانه تعامل تغییر میکند.
و ناگهان، تجربه از هم میپاشد.
این یک مشکل رباتیک نیست.
این یک مشکل CX است که ماسک فناوری به سر دارد.
هفته گذشته، یک شرکت فناوری عمیق مستقر در بنگالور، پلتفرم هوش اشیاء (OI) خود را رونمایی کرد، سیستمی که رباتها را قادر میسازد به صورت لحظهای یاد بگیرند و سازگار شوند—مثل یک نوزاد انسانی. بدون آموزش مجدد. بدون ماهها آمادهسازی داده. و بدون اسکریپتهای سفت و سخت.
برای رهبران CX و EX، این لحظه بسیار فراتر از کارخانهها اهمیت دارد.
این نشاندهنده یک تغییر بنیادی در نحوه رفتار هوش—انسانی یا ماشینی—در محیطهای واقعی است.
هوش اشیاء توانایی درک، استدلال و سازگاری با موقعیتهای ناشناخته در زمان واقعی، بدون آموزش مجدد است.
در رباتیک، این مسئله دستکاری اشیاء ندیده را حل میکند.
در CX، این منعکس میکند که چگونه تجربیات باید به رفتار غیرقابل پیشبینی انسان پاسخ دهند.
سیستمهای سنتی CX شبیه رباتهای قدیمی هستند.
آنها تکرار میکنند.
آنها پاسخ نمیدهند.
OI این مدل را به چالش میکشد.
بیشتر پلتفرمهای CX محیطهای پایدار و سفرهای قابل پیشبینی را فرض میکنند.
این فرض نادرست است.
مشتریان از جریانها پیروی نمیکنند.
کارمندان در انتقالهای تمیز عمل نمیکنند.
واقعیت به هم ریخته است.
همین مشکل دههها رباتیک را آزار داد.
همانطور که Gokul NA، بنیانگذار CynLr، میگوید:
رهبران CX این را روزانه تجربه میکنند.
مسئله ریشهای یکسان است: هوش از پیش برنامهریزیشده.
پیشرفت CynLr اتوماسیون بهتر نیست. این یک مدل یادگیری جدید است.
رباتهای آنها اشیاء ناشناخته را در 10-15 ثانیه یاد میگیرند، در مقابل ماهها برای سیستمهای سنتی. آنها این کار را با موارد زیر انجام میدهند:
این منعکسکننده نحوه یادگیری انسانها است.
یک نوزاد دفترچه راهنما نمیخواند.
لمس میکند. شکست میخورد. تنظیم میکند.
سیستمهای CX به ندرت این کار را انجام میدهند.
بیشتر هوش مصنوعی امروزی بر دادههای ثابت تولیدشده توسط انسان تکیه دارد.
CynLr این را برای رباتیک رد میکند.
پلتفرم آنها از مدلهای نیروی بینایی استفاده میکند و رباتها را قادر میسازد ابتدا تعامل کنند، سپس یاد بگیرند.
این را به CX ترجمه کنید:
| مدل رباتیک | معادل CX |
|---|---|
| مجموعه دادههای از پیش آموزشدیده | دادههای سفر تاریخی |
| محیطهای کنترلشده | جریانهای اسکریپتشده |
| آموزش مجدد آفلاین | بهروزرسانیهای سهماهه CX |
| یادگیری نیروی بینایی | احساس هدف زنده |
سیستمهای CX باید از "پیشبینی سپس عمل" به "عمل، یادگیری، سازگاری" حرکت کنند.
OI هوش را به عنوان کالیبراسیون مداوم بازتعریف میکند، نه پیشبینی کامل.
برای رهبران CX، این به معنای:
این ضد استراتژی نیست.
این استراتژی ساختهشده برای نوسان است.
هدف نهایی CynLr کارخانه جهانی است—یک طبقه تعریفشده توسط نرمافزار که در آن ماشینها محصولات را بدون ابزار مجدد تعویض میکنند.
CX به همان جاهطلبی نیاز دارد.
پشته تجربه جهانی اجازه میدهد:
بدون مهندسی مجدد.
بدون انتقالهای شکننده.
فقط سازگاری.
پلتفرم OI از نظر عامل شکل بیطرف است.
بازوهای رباتیک، هیومانویدها و سیستمهای چند بازویی را تأمین میکند.
سیستمهای CX به ندرت اینگونه هستند.
بیشتر پلتفرمها هوش را به موارد زیر قفل میکنند:
CynLr هوش را از تجسم جدا میکند.
CX باید هوش را از نقاط تماس جدا کند.
همکاری CynLr با کار خود را در ادراک مشابه مغز پایهگذاری میکند.
این مهم است.
تجربه انسانی حسی-حرکتی است، نه خطی.
مشتریان:
سیستمهای CX که منتظر سیگنالهای کامل هستند خیلی دیر میرسند.
بیشتر هوش مصنوعی فیزیکی خارج از آزمایشگاهها شکست میخورد.
پلتفرم CynLr در حال حاضر در استقرارهای آزمایشی با موارد زیر است:
وظایف شامل موارد زیر است:
اینجاست که موازیهای CX اهمیت دارند.
پیچیدگی واقعی CX خارج از شرایط ایدهآل زندگی میکند.
CynLr امکان میدهد:
این را با CX مقایسه کنید:
هوش سفت بدهی تجربه ایجاد میکند.
هوش سازگار ارزش ترکیبی دارد.
OI با اجتناب از سه تله که CX اغلب به آن میافتد موفق میشود:
هر چنگ زدن رباتیک یک رویداد یادگیری است.
هر تعامل CX هم باید باشد.
سیستمهایی را مستقر کنید که کاوش کنند، منتظر نباشند.
هوش را به تعامل نزدیکتر کنید.
فرض کنید مشتریان شما را شگفتزده خواهند کرد.
پاسخگویی را اندازهگیری کنید، نه پایبندی به اسکریپت.
در، ما نه تنها ابزارهای CX را دنبال میکنیم—بلکه چگونگی تکامل خود هوش را دنبال میکنیم.
اعلامیه CynLr اهمیت دارد زیرا:
این نوآوری تدریجی نیست.
این یک تنظیم مجدد دسته است.
شناسایی از به عنوان پیشگام فناوری 2025 این تغییر را تأکید میکند.
آیا هوش اشیاء خارج از تولید مرتبط است؟
بله. این نحوه سازگاری سیستمها تحت عدم قطعیت را مدلسازی میکند—هسته CX و EX.
این چگونه با هوش مصنوعی سازگار متفاوت است؟
OI از طریق تعامل یاد میگیرد، نه آموزش مجدد پس از واقعه.
آیا پلتفرمهای CX میتوانند امروز این رویکرد را اتخاذ کنند؟
تا حدی. از طریق معماریهای رویداد محور و حلقههای یادگیری در زمان واقعی.
آیا این نیاز به داده را کاهش میدهد؟
وابستگی به مجموعه دادههای عظیم پیشآموزش را کاهش میدهد.
آیا این برای صنایع تنظیمشده خطرناک است؟
تنها در صورتی که سازگاری فاقد محافظ باشد. محدودیتهای طراحی همچنان مهم هستند.
رباتها بالاخره مثل انسانها یاد میگیرند.
سؤال واقعی این است که آیا سیستمهای CX ما هم همینطور خواهند بود.
زیرا در دنیای واقعی—هیچ چیز دو بار یکسان باقی نمیماند.
پست Object Intelligence: Adaptive Machines Redefine the Future of CX اولین بار در CX Quest ظاهر شد.


