دیوان عالی ایالات متحده روز جمعه حکم داد که رئیسجمهور دونالد ترامپ نمیتواند از اختیارات اضطراری ملی برای وضع تعرفه در زمان صلح استفاده کند، تصمیمی که ابزار دیرینه برای اقدامات یکجانبه تجاری را محدود میکند. این حکم روشن میکند که قانون اختیارات اقتصادی اضطراری بینالمللی (IEEPA) نمیتواند در غیاب اضطرار اعلامشده برای اعمال تعرفههای گسترده به کار گرفته شود، نکتهای ظریف که میتواند اقدامات سیاستی آینده را هدایت کند و تنظیمات مجددی را در بازارهای حساس به سیگنالهای سیاستی آغاز کند. لحظاتی پس از این تصمیم، کاخ سفید تغییر مسیری را نشان داد: ترامپ اعلام کرد که تعرفه جهانی 10 درصدی تحت مقامات قانونی دیگر وضع خواهد شد، که نشاندهنده رویکرد متفاوتی برای حمایتگرایی تجاری است در حالی که نظر دادگاه اهرمهای استراتژیک قوه مجریه را محدودتر کرده است. "با اجرای فوری. تمام تعرفههای امنیت ملی تحت بخش 232 و تعرفههای بخش 301 کاملاً به قوت خود باقی میمانند. و به طور کامل اجرایی هستند. امروز، من دستوری را امضا خواهم کرد تا تعرفه جهانی 10 درصدی را تحت بخش 122 علاوه بر تعرفههای عادی که قبلاً دریافت میشوند، وضع کنم."
این حکم، که پس از ساعتها بحث منتشر شد، بر قصد بنیانگذاران برای حفظ اختیارات مالیاتی گسترده برای کنگره تأکید کرد. زبان دادگاه صریح بود: "در نیم قرن وجود IEEPA، هیچ رئیسجمهوری از این قانون برای وضع هیچ تعرفهای استفاده نکرده است، چه رسد به تعرفههایی با این اندازه و دامنه." این تصمیم همچنین به ماده یک، بخش 8 قانون اساسی استناد کرد که قدرت وضع و جمعآوری مالیاتها، عوارض، وارداتیها و مالیاتهای غیرمستقیم را به کنگره میدهد و بر تعادل ساختاری طراحیشده در اختیار مالی تأکید میکند. رویههای قضایی در مورد IEEPA همیشه بحثبرانگیز بوده است، اما تفسیر دادگاه در اینجا دامنه اختیارات اضطراری اجرایی را در زمینه صلح محدود میکند. این حکم در لحظهای میرسد که لفاظیهای تعرفهای قبلاً بازارها را آشفته کرده و بر تأکید سرمایهگذاران بر شفافیت سیاستی و نظارت قانونگذاری تأکید میکند.
برای بازارهای ارز دیجیتال، این رویداد نقطه دادهای دیگر در گفتگوی طولانیمدت درباره ریسک سیاستی و قیمت داراییها را نشان میدهد. بحث بر سر تعرفهها از نظر تاریخی با حرکات ریسکگریز در میان داراییهای با نوسان بالا از جمله توکنهای دیجیتال همبستگی داشته است، زیرا معاملهگران قرار گرفتن در معرض شوکهای سیاستی و اثرات زنجیرهای بالقوه بر نقدینگی جهانی را مجدداً ارزیابی میکنند. یک تحلیل مرتبط در پی تهدیدات تعرفهای خاطرنشان کرد که بیت کوین تا حدودی از رفتار سهام در مواجهه با سرفصلهای سیاستی جدا شد، که نشان میدهد داراییهای ارز دیجیتال میتوانند به سیگنالهای کلان متفاوت از سهام سنتی واکنش نشان دهند. بیت کوین از سهام جدا میشود، سهام 3.5 تریلیون دلار در میان جنگ تعرفهای ترامپ و هشدار فدرال رزرو درباره تورم بالاتر از دست میدهند. نکته گستردهتر این است که حتی با جدایی جزئی، بازارهای ارز دیجیتال نسبت به مسیرهای سیاستی و سرعتی که دولتها قوانین تجاری و مفروضات اقتصادی را تغییر میدهند، حساس باقی میمانند.
هسته تصمیم جمعه بر تعادل ظریف بین مقامات اضطراری و کنترلهای قانون اساسی متمرکز است. دیدگاه دیوان عالی بر این تأکید دارد که قوه مجریه نمیتواند بدون پشتوانه قانونگذاری بر اختیاری شبیه زمان جنگ برای تغییر شکل پویاییهای تجاری در زمان صلح تکیه کند. این فقط محدود کردن یک ابزار واحد نیست؛ این نشاندهنده ترجیح برای نظارت کنگره در مورد ساختارهای تعرفه و اختیارات درآمدزایی همراه با آنهاست. عبارتبندی دادگاه خط روشنی را ترسیم میکند: در حالی که اختیارات اضطراری وجود دارد، کاربرد آنها باید با طراحی قانون اساسی و مجوز قانونی صریح همسو باشد. در شرایط عملی، این حکم منوی گزینههای موجود برای دولتی را که به دنبال پاسخهای سریع یکجانبه به تهدیدات درکشده برای امنیت ملی یا سرزندگی اقتصادی است، محدود میکند.
از دیدگاه حکمرانی، این تصمیم سیاست تعرفه را از بین نمیبرد. بلکه مسیر را تغییر میدهد – دولت را به سمت مقامات قانونی دیگر مانند قانون گسترش تجارت 1962 و قانون تجارت 1974 هدایت میکند. برنامه اعلامشده رئیسجمهور برای استناد به تعرفه جهانی 10 درصدی تحت اختیار قانونی متفاوت، هدف سیاستی زیربنایی را پاک نمیکند؛ مکانیزم و به طور بالقوه دامنه اقدامات را تغییر میدهد. این تغییر احتمالاً بررسی مجددی را از سوی کنگره به همراه خواهد داشت، زیرا قانونگذاران هزینهها و مزایای تعرفهها را در اقتصاد جهانیشدهای که در آن زنجیرههای تأمین و انتظارات تورمی قبلاً تحت فشار هستند، سنجیدهاند. ادعای کاخ سفید مبنی بر اینکه تعرفه 10 درصدی "علاوه بر تعرفههای عادی ما" عمل خواهد کرد، بر پتانسیل عوارض لایهای تأکید میکند که میتواند در صورت اجرای عملی از طریق گمرک، تولید و قیمتهای مصرفکننده موج بیاندازد.
برای سرمایهگذاران و معاملهگرانی که پویاییهای متقابل دارایی را رصد میکنند، این حکم لایه دیگری به پسزمینه سیاستی همیشه در حال تکامل اضافه میکند. کف قانونی ایجادشده توسط دادگاه این ایده را تقویت میکند که اقدامات مالی در این مقیاس نیاز به مجوز صریح کنگره دارند و احتمالاً اقدامات تعرفهای را که ممکن است به سرعت به عنوان پاسخی به تهدیدات درکشده امنیت ملی مستقر شوند، به تأخیر میاندازد یا پیچیده میکند. در بازارهای ارز دیجیتال، جایی که نقدینگی اغلب فشارسنج احساسات ریسک است، سیگنالهای سیاستی – چه از دادگاهها و چه از قانونگذاران – میتوانند شرایط مالی سختتر یا آزادتر را تسریع کنند. این رویداد همچنین تنش مداوم بین چابکی اجرایی و پاسخگویی قانونگذاری در حوزه سیاست تجاری را نشان میدهد، تنشی که میتواند بر نحوه قیمتگذاری ارز دیجیتال و سایر داراییهای پرریسک در کوتاهمدت تأثیر بگذارد.
فراتر از حرکات قیمت فوری، این پرونده ریتم سیاستی گستردهتری را برجسته میکند: همانطور که دولت مرزهای اختیار اجرایی را آزمایش میکند، سرمایهگذاران به طور فزایندهای به دنبال شفافیت در فرآیند قانونگذاری و برنامههای مشخص و بلندمدتی هستند که ابهام را کاهش دهند. اشتیاق بازار برای وضوح به ویژه در فضای ارز دیجیتال شدید است، جایی که سیاست و مقررات مستقیماً بر نگهداری، جریانهای فرامرزی و گسترش مسیرهای ورودی و مکانهای تنظیمشده تأثیر میگذارند. بحث پیرامون IEEPA، مقامات تعرفهای اضافی و پاسخهای نظارتی بالقوه در سراسر حوزههای قضایی احتمالاً ادامه خواهد داشت و نحوه تخصیص سرمایه افراد و مؤسسات در میان داراییهای دیجیتال و بازارهای سنتی را شکل خواهد داد.
علاوه بر این، تأکید تصمیم بر مرزهای قانون اساسی ممکن است بحثهای آینده را درباره نحوه استفاده ایالات متحده از ابزارهای اقتصادی برای شکل دادن به سیاست تجاری آگاه کند. این امر بر اهمیت همسو کردن اقدامات اجرایی با مجوز قانونگذاری برای اطمینان از اینکه تغییرات سیاستی در برابر بررسی قضایی و مقاومت سیاسی مقاومت میکنند، تأکید میکند. برای سازندگان و شرکتکنندگان در اقتصاد ارز دیجیتال، نکته ساده است: در حالی که اهرمهای سیاستی به تکامل خود ادامه خواهند داد، چارچوبهای نظارتی معتبر و به خوبی توجیهشده برای پایداری بلندمدت صنعت و توانایی آن برای جذب پذیرش عمومی و سرمایهگذاری نهادی، کلیدی خواهند بود.
تعامل بین قانون، سیاست و بازارها پویا باقی میماند. در کوتاهمدت، معاملهگران متن خاص و جزئیات اجرایی تعرفه جهانی پیشنهادی 10 درصدی و هرگونه راهنمای نظارتی همراه را رصد خواهند کرد. تعامل بین سیاست تعرفه و بازارهای مالی – از جمله ارز دیجیتال – به آزمایش انعطافپذیری داراییهای پرریسک در میان نوسانات ناشی از سیاست ادامه خواهد داد. همانطور که تحولات روز آشکار میشود، شرکتکنندگان بازار نه تنها عملکرد فوری قیمت بلکه قوس طولانیتر نحوه مذاکره ایالات متحده بر منافع اقتصادی خود در اقتصاد جهانی عمیقاً به هم پیوسته را ارزیابی خواهند کرد.
این مقاله در ابتدا به عنوان ترامپ تعرفه جهانی 10 درصدی را پس از حکم دیوان عالی اعلام میکند در Crypto Breaking News منتشر شد – منبع قابل اعتماد شما برای اخبار ارز دیجیتال، اخبار بیت کوین و بهروزرسانیهای بلاک چین.


